«السلام عليك يا .... ميزان قسط الله.... و العدل الوفي... فانت عين غيبه و ميزان قسطه.»[1]
علي(ع) پيشواي حقطلبان و عدالتخواهان، پس از رسول خدا(ص) و برترين نمونه در اجراي عدالت است. تا آنجا كه او را شهيد راه عدالت مي¬دانند: «قُتل عليٌّ في محراب عبادته لشدة عدله».[2] در انديشة امام علي(ع)، مقصد و هدف حكومت، برپايي حق و عدالت در ميان مردمان است. ابن عباس گويد: در «ذي قار» بر امير مؤمنان(ع) وارد شدم. آن حضرت مشغول پينه زدن كفش خود بود. چون مرا ديد، فرمود: «قيمت اين كفش چند است؟» گفتم بهايي ندارد. فرمود:
والله لهي احب الي من امرتكم، الا اقيم حقا او ادفع باطلا.[3]
به خدا سوگند اين كفش نزد من محبوب¬تر است از حكومت بر شما مگر آن كه حقي را بر پا دارم يا باطلي را دفع كنم.
اللهم انك تعلم انه لم يكن الذي كان منا منافسة في سلطان، و لا التماس شيء من فضول الحطام، و لكن لنرد المعالم من دينك، و نظهر الاصلاح في بلادك، فيامن المظلومون من عبادك، و تقام المعطلة من حدودك.
پروردگارا، تو مي¬داني آنچه ما انجام داديم، نه براي اين بود كه ملك و سلطنتي به دست آوريم، و نه براي اينكه از متاع پست دنيا چيزي تهيه كنيم؛ بلكه به خاطر اين بود كه نشانه¬هاي از بين رفتة دينت را باز گردانيم، و اصلاح را در شهرهايت آشكار سازيم، تا بندگان ستمديده¬ات در ايمني قرار گيرند و قوانين و مقرراتي كه به دست فراموشي سپرده شده، بار ديگر عملي گردد.
امير مؤمنان(ع) هدف تشكيل حكومت را در برپايي حق و عدل منحصر مي¬داند. ميفرمايد اين امر موجب برپا شدن نشانه¬هاي دين و ظهور دينداري، اصلاح كارها، فراهم شدن امنيت و آسايش ستمديدگان و عملي شدن قوانين الهي است.
اداره امور جز با برپا داشتن عدالت به سامان نمي¬رسد و آنچه سبب قوام و بقاي حكومت¬ها و دولت¬ها مي¬شود، همين است. اين حقيقت به صورت¬هاي گوناگون در كلام نوراني پيشوايان عصمت و طهارت آمده است. از جمله از امير مؤمنان(ع) نقل شده است:
العدل نظام الامرة ؛ عدل نظام بخش حكومت است. [4]
العدل قوام الرعية ؛ عدل نگهدارنده مردم است. [5]
العدل حياة ؛ عدالت جان ماية زندگي است. [6]
العدل سائسٌ عام ؛ عدالت قانوني همگاني و عمومي است. [7]
العدل يضع الامور مواضعها ؛ عدل همه چيز را در جاي خود قرار ميدهد. [8]
ما حصن الدول بمثل العدل ؛ هيچ چيز چون عدل، دولت¬ها را محكم نداشته است.[9]
اعدل تدم لك القدرة ؛ دادگر باش، قدرت برايت پايدار مي¬ماند. [10]
في العدل الاقتداء بسنة الله و ثبات الدول ؛ اجراي عدالت، اقتدا به سنت خدا و سبب پابرجا بودن دولت¬هاست. [11]
بالسيرة العادلة يقهر المنادي ؛ با سيرت عادله دشمنان مقهور ميشوند. [12]
من عمل بالعدل حصّن الله ملكه، اعدل تملك اعدل تحكم، لن تحصّن الدول بمثل استعمال العدل فيها، دولة العادل من الواجبات، ثبات الملك في العدل، الطاعة جنّة الرعية والعدل جنّة الدول، ثبات الدول باقامة سنن العدل، في العدل الاقتداء بسنّة الله و ثبات الدول، من عدل في سلطانه استغني عن اعوانه، العدل قوام البريّة، حسن العدل نظام البريّة، العدل اقوي اساسٍ، العدل افضل السياستين، كفي بالعدل سائساً، ملاك السياسة العدل، خير السياسات العدل، لارياسة كالعدل في السياسة، جمال السياسة العدل في الامرة والعفو مع القدرة، الرعية لايصلحها الاّ العدل، اجعل الدين كهفك والعدل سيفك تنج من كلّ سوء و تظفر علي كلّ عدوّ، قلوب الرعية خزائن راعيها، فما اودعها من عدل اوجور وجده، ما عمرت البلدان بمثل العدل، عدل السلطان خير من خصب الزمان، بالعدل تتضاعف البركات، من عدل تمكّن، من عدل في البلاد نشر الله عليه الرحمة، من عمل بالعدل في من دونه رزق العدل ممن فوقه، شيئان لايوزن ثوابهما: العفو والعدل، ليس ثواب عندالله سبحانه اعظم من ثواب السلطان العادل.[13]
-------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1] . بحار الانوار، ج 100، ص 348.
[2] . امام علي(ع) صداي عدالت انسانيت، جرج جرداق مسيحي، ترجمه سيد هادي خسروشاهي، ج 1، ص 62 و 63.
[3] . نهج البلاغه، خطبه 33.
[4] . همان، كلام 131.
[5] . غرر الحكم، ج 1، ص 40.
[6] . همان، ص 46.
[7] . نهجالبلاغه، حكمت 437.
[8] . همان، حكمت 374.
[9] . غررالحكم، ص 37.
[10] . غرر الحكم، ج 6، ص 74.
[11] . همان، ج 2، ص 178.
[12] . همان، ج 3، ص 219.
[13] . به نقل از «موسوعة الامام علي بن ابيطالب(ع)»، محمديريشهري، صص 315-320.

